برای دانلود یک ماهنامه الکترونیکی
روی لینک زیر کلیلک فرمایید:
http://www.4shared.com/file/253121013/a291b34/Aseman_Nameh5.html?cau2=403tNull
نظرات ()به منظور شناسایی استعداد ها ، ساماندهی و رتبه بندی منجمین آماتور سراسر کشور و در پی برگزاری موفقیت آمیز چهار دوره مسابقه سراسری نجوم پنجمین دوره مسابقه سراسری نجوم توسط مرکز مطالعات و پژوهش های فلکی ـ نجومی وابسته به دفتر حضرت آیتالله العظمی سیستانی (مدظله) برگزارمی گردد.
نظرات ()کهکشان به مجموعه ستارگان، گاز و غبار گفته میشود که با نیروی جاذبه کنار هم نگاه داشته شدهاند. کوچکترین کهکشانها دارای عرضی برابر با چند صد سال نوری هستند و بزرگترین کهکشانها تا ۳ میلیون سال نوری عرض دارند و شامل بیش از ۱۰۰۰ میلیارد ستاره هستند. اشکال کهکشانها بر اساس شیوهای طبقه بندی میشود که طبق شیوه طبقه بندی ستاره شناس آمریکایی، ادوین هابل، شکل یافتهاست. در مورد تکامل کهکشانها اطلاعات قطعی کمی در دست است. تنها مطلب مورد اطمینان این است که کهکشانها میلیاردها سال پیش به شکل تودهای از ابرهای گازی و غباری بوجود آمدند.
طبقه بندی کهکشان ها
کهکشانها دارای طبقه بندیهای مختلفی هستند که عوامل موثر در این طبقه بندیها شامل: ساختمان، تراکم، رنگ، نوع، تشعشعات و نورانیت و... است. از جمله طبقه بندی کهکشانها میتوان به طبقه بندی ادوین هابل اشاره کرد که در این طبقه بندی کهکشانها به سه دسته تقسیم میشوند. ۱- مارپیچی ۲- بیضوی ۳- نامنظم که هر کدام به زیر مجموعههای زیرتقسیم میشوند :
از کهکشان هایی هستند که از مجموع ستارهگان کهنسال ساخته شده و عمر متوسط ستارهگان آن به ده میلیارد سال می رسد. این کهکشان ها تودههایی آرام هستند و بر اثر کهولت حاکم بر ستارهگان به رنگ قرمز گرایش پیدا کرده که معمولا این کهنسالان به دور مرکز جرم خود در حال گردش هستند. در این نوع کهکشانها از محیطهای فعال میان ستاره ای و ستاره گان نوزاد خبری نیست، این گروه از کهکشانها را بنا به شکلشان به گروههای (S0 و S7) تقسیم بندی کرده که هرچه از سوی کهکشانهای (S0 و S7)پیش میرویم مقدار کشیدهگی آن ها افزایش یافته و از شکل دایره به بیضی گرایش پیدا میکنند.
کهکشانهای مارپیچ مشتمل بر ستارهگان نوزاد، پیر و محیطهای میان ستارهای میباشند که حول یک سیاهچاله که در مرکز کهکشان قرار دارد میگردند و بر اثر موج پیچشی حاصل از آن بازوهایی در دور آن به وجود میآید. از جمله کهکشانهای مارپیچی می توان به کهکشان راه شیری اشاره کرد که محیطی تقریبا فعال و پر نوسان دارد.
این دسته از کهکشانها مانند کهکشانهای مارپیچ هستند با این تفاوت که در میان هستهی مرکزی آنها بخشی به شکل میله قرار گرفته که بازوها از میلهی مذکور سرچشمه میگیرند. از جمله دلایل عنوان شده در بروز میله، به هم پیوستهگی بازوهای مارپیچ و اجتماع آنها در یک خط میباشد که سبب پیدایش چنین بازوهایی شده است.
کهکشان های بی نظم کهکشان هایی هستند که ترکیب ستاره ای آنها عموما مشابه کهکشان های مارپیچی است ولی در ساختارشان بازوهای مشخص وجود ندارد. کهکشانهای نا منظم را به این علت چنین نامیده اند که هیچ گونه تقارن یا ساختار مشخصی ندارند.تقریبا 20 درصد کهکشان های کیهان از این نوع می باشند.
کهکشان راه شیری
کهکشان راه شیری دارای درازائی به طول ۱۲۰٫۰۰۰ سال نوری است. قطر این کهکشان نیز در مرکز، رقمی معادل ۲۰٫۰۰۰ سال نوری وقطر بازوی آن در حدود ۳۰۰۰ سال نوری است. کهکشان ما در حدود ۲۰۰ میلیارد ستاره دارد. منظومه شمسی و خورشید در فاصله ۳۰٫۰۰۰ سال نوری از مرکز کهکشان قرار دارند و همچنین با سرعتی معادل ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتر بر ثانیه به دور مرکز کهکشان میچرخد که حدود ۲۲۵ میلیون سال طول میکشد تا این مجموعه یک بار بچرخد.
کهشانهای همسایه با کهکشان راه شیری
نزدیک ترین کهکشان به ما کهکشان آندرومدا است که از لحاظ ساختار درست مانند کهکشان راه شیری مارپیچی و دارای بازوست به همین دلیل خواهر کهکشان راه شیری نامیده میشود. این کهکشان در فاصله 2500000 سال نوری از ما قرار دارد و در حال حاضر نیز در حال نزدیک شدن به ما میباشد. اما متوسط فاصله کهکشانها حدود ۲٫۰۰۰٫۰۰۰ سال نوری است. تصاویر گرفته شده توسط تلسکوپ فضایی هابل از سنگین ترین ستاره کهکشان راه شیری نشان میدهد: این ستاره تاج خود را از دست دادهاست. به گزارش خبرگزاری مهر، این ستاره چاق که Pismis ۲۴-۱ نام دارد یکی از اعضای جوان و درخشان مجموعه بسیار کوچکی از ستارگانی است که به Pismis ۲۴ معروفند و در حدود ۸ هزار سال نوری با زمین فاصله دارند.
اندازه گیری اولیه از این مجموعه جرمی در حدود ۲۰۰ و حتی ۳۰۰ برابر جرم خورشید ما را نشان میدهد که این حجم بسیار بالا تنها در بخشهایی از گیتی که بسیار شلوغ و پرجمعیت هستند، یافت میشود.
بنا بر گزارش خبرگزاری فرانسه، مشاهدات جدید فضانوردان از ستاره Pismis ۲۴-۱ حاکی است : این ستاره احتمالاً از دو یا حتی سه ستاره تشکیل شدهاست. چنین ستارگان پرحجمی به برخورداری از حیات کوتاه مدت نیز محکوم هستند. این ستارگان پس از چند میلیون سال منفجر شده و به سیاهچالههایی تبدیل میشوند. دوره حیات خورشید ما ۳ هزار برابر دوره زندگی این ستارگان است.

منبع : ویکی پدیا
نظرات ()ستارگان به اتفاق یکدیگر در ابرهای غبار و گاز متولد میشوند. این فرآیند زمانی آغاز میشود که چگالی منطقهای از ابر افزایش مییابد. مثلاً ممکن است این تغییر چگالی بر اثر عبور یک موج ضربهای ابر نواختر از میان این ابر اتفاق بیفتد. بر اثر جاذبه ، مناطق متراکم منقبض شده و متراکمتر و داغتر میشوند و سرانجام یک یا چند ستاره در حال انجام واکنشهای هستهای را تشکیل میدهند. دمای غبار و گاز اولیه چند درجه از صفر مطلق (273.15- درجه سانتیگراد یا 459.67- فارنهایت) بالاتر است.
بعد از فشرده شدن در مرکز ستاره ، دمای این ماده حداقل 10 میلیون درجه سانتیگراد (18 میلیون فارنهایت) میشود. قبل از آنکه پیش ستارهها به ستارگان بالغ درخشانی مبدل شوند، از خود کمی نور و حرارت ساطع میکنند. بخش عمدهای از این تشعشع توسط غبار سحابی پیرامون پیش ستاره جذب میشود. این غبار پرتوها را ، عمدتاً در منطقه مادون قرمز طیف ، دفع میکند. اگر چه شاید ستاره شناسان نتوانند درخشش پیش ستارهها را مستقیماً ببینند، آنها میتوانند با تلسکوپهای مادون قرمز حضورشان را در سحابی درک کنند.
شناسایی ستارگانی که در فاصله بسیار کمی از مرکزیترین سیاهچاله راه شیری قرار دارند فرضیات جدیدی را در این باره مطرح نمود. به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز به نقل از پایگاه اینترنتی ناسا ، تا مدتها تصور میشد سیاهچالهها محلی خطرناک برای شکل گیری و رشد ستارگان اطرافشان هستند. چندی پیش دانشمندان ناسا موفق به شناسایی ستارگانی شدند که تنها یک سال نوری با سیاهچاله مرکزی راه شیری فاصله دارند. هم اکنون این سوال مطرح میشود که چگونه این ستارهها با چنین فاصله خطرناکی بوجود میآیند؟
یکی از نظریات مطرح شده این است که ستارگان از ابرهای گازی شکل سرد و معلق در فضا تشکیل شدهاند، تصور میشود هنگامی که ابری به دلیل فشار جاذبه داخلی دچار از هم پاشیدگی میشود، هنگام انقباض گرمای ناشی از تجمع اتمهای آن سبب نزدیکتر شدن ستارگان به یکدیگر میشود. پس با آزاد شدن مقادیر قابل توجهی نور و گرما میزان انرژی ذخیره شده از ادامه فروپاشی جلوگیری نموده و سبب شکلگیری ساختمان جدید ستاره میشود.
در واقع سیاه چالهها از ستارگانی تشکیل میشوند که بخاطر نیروی جاذبه بسیار بالای آنها تمام اجسام و اشیاء را به سمت خود جذب میکنند.
تحلیل تازهای از تصاویری که توسط تلسکوپهای نوری از ژرف ترین نقاط کیهان برداشته شده است، نشان میدهد که تولد ستارگان ، پدیدهای برق آسا و ناگهانی بوده است. یافته جدید دلالت از آن دارد که "طوفانی ستارهای" در دوره جوانی کیهان به وقوع پیوسته و طی آن تعداد بیشماری ستاره شکل گرفته است. "دکتر ان کینی" از ناسا ، آژانس فضانوردی آمریکا ، میگوید: "اگر این مسأله ثابت شود، درک ما از جهان منقلب خواهد شد."
این گروه تحلیلهای خود را بر پایه عکسهای معروف به "میادین ژرف هابل" بنا نهاده است. این عکسها که به ترتیب در سالهای 1995 و 1998 توسط تلسکوپ فضایی گرفته شدهاند، شفافترین تصاویر از میلیاردها کهکشان در دور دستترین نقاط کیهان هستند. دکتر لانزتا با توجه به رنگ کهکشانها استنباط کرده است که دورترین اشیاء در "میدانهای ژرف" باید ستارگان تازه تولد یافته در نخستین کهکشانهای جهان باشند که به صورت گرههای "سفید و آبی" و "داغ" ظاهر میشوند. به گفته وی این عکسها تنها چشمهای از یک دوره زاد و ولد گسترده ستارگان است که در تاریخ کیهان تکرار نخواهد شد.
این یافته میتواند درک انسان را از چگونگی تکامل جهان متحول کند. در گذشته تصور میشد که روند تشکیل ستارگان ، ابتدا طی چند میلیارد سال اوج گرفته و سپس افت کرده است. اکنون نتایج تازه نشان میدهد که این اتفاقات به گونه دیگری روی داده و مسلما برق آساتر از آن بوده است. به نظر می رسد که بخش عمده ستارگان جهان در طوفانی سیل آسا تنها چند میلیون سال پس از "انفجار بزرگ" (بیگ بنگ) تشکیل شده باشند. بر اساس تئوری "انفجار بزرگ" جهان با انفجار یک گلوله آتشین آغاز شده است.
هرچند تولد ستارگان هنوز در کهکشانها ادامه دارد، اما میزان تولد آنها در مقایسه با مراحل اولیه پیدایش جهان ، ناچیز است. بنا بر تحقیقات جدید ، زمانی که عمر کیهان هنوز از چند صد میلیون سال تجاوز نمیکرد، روند تبدیل هیدروژن به ستارگان درخشان ناگهان به کولاکی بدل شده و با سرعت بی سابقهای باعث روییدن این اجرام سوزان در سراسر کیهان شد.
شناسایی ستارگانی که در فاصله بسیار کمی از مرکزیترین سیاهچاله راه شیری قرار دارند فرضیات جدیدی را در این باره مطرح نمود. به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز به نقل از پایگاه اینترنتی ناسا ، تا مدتها تصور میشد سیاهچالهها محلی خطرناک برای شکل گیری و رشد ستارگان اطرافشان هستند. چندی پیش دانشمندان ناسا موفق به شناسایی ستارگانی شدند که تنها یک سال نوری با سیاهچاله مرکزی راه شیری فاصله دارند. هم اکنون این سوال مطرح میشود که چگونه این ستارهها با چنین فاصله خطرناکی بوجود میآیند؟
یکی از نظریات مطرح شده این است که ستارگان از ابرهای گازی شکل سرد و معلق در فضا تشکیل شدهاند، تصور میشود هنگامی که ابری به دلیل فشار جاذبه داخلی دچار از هم پاشیدگی میشود، هنگام انقباض گرمای ناشی از تجمع اتمهای آن سبب نزدیکتر شدن ستارگان به یکدیگر میشود. پس با آزاد شدن مقادیر قابل توجهی نور و گرما میزان انرژی ذخیره شده از ادامه فروپاشی جلوگیری نموده و سبب شکلگیری ساختمان جدید ستاره میشود.
در واقع سیاه چالهها از ستارگانی تشکیل میشوند که بخاطر نیروی جاذبه بسیار بالای آنها تمام اجسام و اشیاء را به سمت خود جذب میکنند.
تحلیل تازهای از تصاویری که توسط تلسکوپهای نوری از ژرف ترین نقاط کیهان برداشته شده است، نشان میدهد که تولد ستارگان ، پدیدهای برق آسا و ناگهانی بوده است. یافته جدید دلالت از آن دارد که "طوفانی ستارهای" در دوره جوانی کیهان به وقوع پیوسته و طی آن تعداد بیشماری ستاره شکل گرفته است. "دکتر ان کینی" از ناسا ، آژانس فضانوردی آمریکا ، میگوید: "اگر این مسأله ثابت شود، درک ما از جهان منقلب خواهد شد."
این گروه تحلیلهای خود را بر پایه عکسهای معروف به "میادین ژرف هابل" بنا نهاده است. این عکسها که به ترتیب در سالهای 1995 و 1998 توسط تلسکوپ فضایی گرفته شدهاند، شفافترین تصاویر از میلیاردها کهکشان در دور دستترین نقاط کیهان هستند. دکتر لانزتا با توجه به رنگ کهکشانها استنباط کرده است که دورترین اشیاء در "میدانهای ژرف" باید ستارگان تازه تولد یافته در نخستین کهکشانهای جهان باشند که به صورت گرههای "سفید و آبی" و "داغ" ظاهر میشوند. به گفته وی این عکسها تنها چشمهای از یک دوره زاد و ولد گسترده ستارگان است که در تاریخ کیهان تکرار نخواهد شد.
این یافته میتواند درک انسان را از چگونگی تکامل جهان متحول کند. در گذشته تصور میشد که روند تشکیل ستارگان ، ابتدا طی چند میلیارد سال اوج گرفته و سپس افت کرده است. اکنون نتایج تازه نشان میدهد که این اتفاقات به گونه دیگری روی داده و مسلما برق آساتر از آن بوده است. به نظر می رسد که بخش عمده ستارگان جهان در طوفانی سیل آسا تنها چند میلیون سال پس از "انفجار بزرگ" (بیگ بنگ) تشکیل شده باشند. بر اساس تئوری "انفجار بزرگ" جهان با انفجار یک گلوله آتشین آغاز شده است.
هرچند تولد ستارگان هنوز در کهکشانها ادامه دارد، اما میزان تولد آنها در مقایسه با مراحل اولیه پیدایش جهان ، ناچیز است. بنا بر تحقیقات جدید ، زمانی که عمر کیهان هنوز از چند صد میلیون سال تجاوز نمیکرد، روند تبدیل هیدروژن به ستارگان درخشان ناگهان به کولاکی بدل شده و با سرعت بی سابقهای باعث روییدن این اجرام سوزان در سراسر کیهان شد.
به گفته منجمان ، در این دوره ، شکل آسمان با شکل کنونی آن که پهنه وسیعی از کهکشانهای پیرامون است، بسیار متفاوت بود. در آن دوره گویی در هر گوشه آسمان "آتش بازی" بزرگی از ستارگان داغ و آبی رنگ درخشان در جریان بود. انبوه ستارگان نخستین کهکشانها را پدید آوردند، اما برخلاف امروز ، گرد و غبار چندانی میان آنها وجود نداشت، زیرا عناصر سنگینتری که غبار آسمانی را تشکیل میدهند، هنوز در داخل ستارگان تولید نشده بود.
فقدان غبار باعث شد ستارگان به گونهای ظاهر شوند که شناسایی آنها در عکسهای "میدانهای ژرف هابل" امکان پذیر شود. دکتر لانزتا گفت: "ستارگان مصالح ساختمانی کهکشانها و زادگاه منظومهها (مانند شمسی) هستند، بنابراین اگر ثابت شود که تشکیل تعداد بیشماری ستاره درست پس از تولد کیهان آغاز شده است، آنگاه باید نظریههای خود را مورد بازبینی قرار دهیم." دکتر لانزتا در نظر دارد به عنوان گام بعدی از "دوربین پیشرفته هابل" برای مشاهده عمیقتر کیهان استفاده کند، بلکه بتواند مشاهدات و نتایج گروه خود را مورد تصدیق قرار دهد.

نظرات ()ستارگان نوترونی و تابش تپهای رادیویی
امواج رادیویی توسط اتم هیدروژن با طول موج cm 21 ساطع میشود . منجمان رادیویی با مطالعه امواج 21 سانتی متری تودههای کهکشانی را اندازه گیری و به مطالعه ساختار جهان کمک می کنند . در اواخر سال 1967 ژاکلین بل که یکی از دانشجویان آنتونی هویش در کمبریج انگلستان بود ، مشغول به کار شد . او اشیایی جدید و استثنایی را با استفاده از یک رادیو تلسکوپ با ساختمانی مخصوص برای مطالعه خواص اخترنماهای دور دست کشف کرد . وی تشخیص داد تپهایی ( پالس ) رادیویی از یک جهت خاص در آسمان به سوی ما می آیند .
وی به زودی دریافت که این تپ های رادیویی منظم ، نمیتوانند علامتهایی از تمدنهای احتمالی در دوردست باشند . این موضوع البته بجای اینکه باعث ناامیدی آنها باشد ، سبب ایجاد ارتباط با بعضی پدیدههای ناشناخته طبیعی شد که به زودی تپ اختر نام گرفتند . کار تحقیقاتی به سرعت به این نتیجه منتهی شد که تپ اخترها ، همان ستارهای نوترونی هستند . اشیایی که بیشتر مناسب داستانهای علمی هستند . ستارهای نوترونی کوچک هستند و حدود 16 کیلومتر قطر ، اما جرمی به اندازه خورشید دارند ! جرم خورشید تقریباً 000/330 برابر جرم زمین است . پس یک ستاره نوترونی مثل این است که 330.000 تا زمین را در کرهای به قطر 16 کیلومتر فشرده کنیم !
ستاره نوترونی گردش سریعی دارد . در سال 1968 هنگامی که تپ اختری با سرعتی حیرت آور نزدیک به 30 بار در ثانیه ، در اعماق سحابی خرچنگ کشف شد ، منجمین مطمئن شدند که تپ اخترها از بقایای ابرنواخترها متولد می شوند . این تپ اختر به دشواری در اعماق سحابی شناسایی شد که نشان می داد باید در مرکز انفجار بوده باشد .
تپها چگونه تولید می شوند ؟
این کشف رابطه بین ابرنواخترها و ستارههای نوترونی را آشکار ساخت . از سال 1968 تا به الان بیشتر از 1000 تپ اختر کشف شدهاند . این تپ اخترها شبیه فانوسهای دریایی هستند که در اعماق عالم ، مقبره های انفجارهای باستانی را نشان می دهند . در حقیقت تپ اخترها چشمک نمی زنند . بلکه اینها کره های چرخنده بزرگی هستند که از دو نقطه روی سطحشان ( شمال و جنوب مغناطیسی ) ، پرتوهای رادیویی ساطع می کنند . دو امتداد تابش ، در راستای محور میدان مغناطیسی آنهاست و با شتاب گرفتن الکترونها توام است . اگر کره زمین روی صفحه چرخش این دو نقطه روی ستاره نوترونی باشد ، می توانیم تپهای ارسالی از آن را دریافت و آشکار کنیم . به دلیل تلاقی نکردن محور چرخش تپ اخترها با محور مغناطیسی شان این پرتوها در هر چرخش ستارهای دور تا دور آسمان را جاروب می کنند و بیشتر شبیه پرتوهای یک فانوس دریایی هستند .
یک ناظر زمینی هر بار که یک پرتو از پرتوهای تپ اخترها به زمین برخورد می کند ، تپ کوتاهی از آن امواج رادیویی را دریافت می کند . این پدیده آنقدر منظم است که ستاره شناسان قادر به تخمین زمان تپ بعدی با دقتی بهتر از یک هزارم ثانیه در سال هستند . یعنی دقیقا می دانند که در کدام لحظه از سال آینده تپ چندم را می توانیم ببینیم . مقداری از ذخیره عظیم انرژی چرخشی ستاره نوترونی ، تحت یک فرآیند ( که هنوز ناشناخته است ) به تپ های رادیویی تبدیل می شود و به این ترتیب سرعت چرخش ستاره نوترونی آهسته می شود . همچنان که تپ اختر انرژی چرخشی خود را ساطع می کند ، دوره زمانی پالسهای آنها به تدریج افزایش می یابد و انرژی تابشی آن کاهش می یابد تا سرانجام بعد از 10 میلیون سال از آسمان رادیویی ناپدید می گردد .
پالسار نوعی ستاره نوترونی است با این تفاوت که دارای اسپین و چرخش است . اینها در حوضه پرتوی ایکس اشعه ساطع میکنند که به صورت مخروطی سو سو زنان مشاهده میشوند این چرخشها باعث میشود که میدان مغناطیسی آن نیز به موازات آن دارای اسپین باشد . موضوع جالب دیگر در زمینه این ستارههای نوترونی حرکت سریع آنها در فضا است .
همانطور که مشخص است این ستاره نوترونی حول دو محور در حال دوران است :
1- محور اسپین که سرعت زاویهای در آن زیاد است
2- محور حرکت وضعی که سرعت دوران در آن کم است
دوران اول باعث ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی قوی میشود . با ارتعاش و لرزش ستاره نوترونی دو نوع موج الکترومغناطیسی ایجاد میشود . نوع اول عرضی بوده و در امتداد محور اسپین ، تولید و منتشر میشود . ولی نوع دوم طولی ( گرانش ) بوده و در راستای عمود بر محور اسپین تولید و منتشر میشود .
اما دوران دوم باعث به چرخش در آمدن محور اسپین یا امتداد انتشار امواج رادیویی میشود که ما ستاره نوترونی را همانند یک فانوس دریایی که در آن یک نور افکن در حال چرخش است شناسایی و ردیابی میکنیم .
اما در امتداد انتشار امواج گرانشی وضع به گونهای دیگر است . در این امتداد دیسکی تشکیل میشود که در آن عناصر خارجی منجمله گازها تجمع میکنند که به دیسک تجمعی معروف است .
نویسنده : محمدرضا طباطبایی
نظرات ()سیاهچالهها اجرام فضایی دارای شعاع بسیار کم (در حدود یک دهم شعاع زمین) و جرم بسیار زیاد میباشند (بیش از ۵ برابر جرم خورشید). یکی از خصوصیات آنها گرانش زیاد آنها است که حتی نور را هم در خود جذب میکند.(این برداشت که نور جذب سیاه چالهها میشود کاملاً غلط است چون در نظریه نسبیت عام اینشتین گفته شدهاست که فضا-زمان به علت وجود ماده انحنا پیدا میکند که در سیاه چالهها حتی انحنا باعث ناپیوستگی در فضا زمان میشود و چون نور در این فضا-زمان حرکت میکند به ناچار وارد سیاه چاله میشود) گفتنی است.
مهمترین یافتههای اخترشناسی سالهای ۱۹۶۰ تپاخترها و اخترنماها هستند. تپ اخترها منابع رادیویی و (حداقل در یک مورد) منبع نوری تپنده منظم هستند. اختر نماها منابع نوری و رادیویی بسیار شدیدی هستند که ظاهراً از زمین فاصله زیادی دارند.
کشف تپ اخترها و اخترنماها بیشتر در نتیجه پیشترفتهای اخترشناسی رادیویی تحقق یافت که در سالهای ۱۹۷۰ منجر به جستجوی طبقه تازهای از اشیای آسمانی شد.
این پدیدهها، سیاهچاله نامیده میشوند زیرا حتی نور توانایی گریز ندارد(به عبارت فیزیکی سرعت فرار آن از سرعت نور بیشتر است) و بدین جهت تاریک دیده میشوند محوطهای که در دید تاریک دیده میشود افق رویداد و به شعاع آن شعاع شوارتزیلد میگویند.
اخترفیزیکدانان، سیاهچالهها را که بسیار کوچکند، آخرین مرحله تاریخ زندگی ستارگان بسیار بزرگ میدانند. دانشمندان، سیاهچالهها را که بر اثر نیروی گرانش خودشان فرومیپاشند، از نظریه نسبیت عمومی آلبرت اینشتین استنتاج کردهاند. نظریه اینشتین در نظریه جاذبه (گرانش) نیوتون کاملاً تجدید نظر کردهاست.
اگر یک سیاهچاله در فضای خارجی کشف شود. این رویدادها برای فیزیک و اخترشناسی با اهمیت خواهد بود. فیزیک کلاسیک نمیتواند سیاهچاله را تبیین کند. اگر یک سیاهچاله وجود داشته باشد، نسبیت عمومی به طور واقعی مورد تایید قرار خواهند گرفت.
تبدیل ستارگان بزرگ به سیاهچالهها
ابتدا برای فهم بهتر سیاهچالهها بد نیست این را بدانید سیاهچالهها به قدری متراکمند که اگر کل کرهٔ زمین قطرش به ۰/۹ سانتیمتر تقلیل یابد اما جرمش ثابت بماند به یک سیاهچاله تبدیل میگردد.
بر سر ستاره در حال مرگی که بیش از ۱٫۴ برابر خورشید است چه میآید؟ حتی نیروی قوی نیز نمیتواند سرعت فرو پاشی درونی آن را متوقف سازد. و این ستاره کاملاً فرو میپاشد و از مرحله ستاره نوترونی فراتر رفته و حتی به یک شی کوچکتر و چگال تر یعنی سیاهچاله تبدیل میشود.اگر هر جسم را به اندازه شعاع شوارتز شیلد منقبض کرد ان به یک سیاه چاله تبدیل میشود شعاع شوارتز شیلد زمانی ایجاد میشود که سرعت گریزه از جاذبه به سرعت نور برسد
فروپاشی کامل به معنای آن نیست که سیاهچاله از روی صفحه جهان محو میشود. همان طور که بهوسیله اینشتین توصیف شدهاست ساختار فضا- زمان فرو پاشی بی پایان را منتفی میکند و به جای آن یک انحنای غیر مادی، نامرئی و واقعی فضا را به وجود میآورد. یک سیاهچاله را میتوان به مرد نامرئی سنگین وزنی تشبیه کرد که روی یک نیمکت نشستهاست. او دیده نمیشود ولی وزن او در نیمکت فرورفتگی ایجاد میکند.
سیاهچاله برای فیزیکدانان نظری چیز تازهای نیست. در سال ۱۹۳۹ج. اوپنهایمرو هارتلند و اس. اشنایدر برای نخستین بار سیاهچالهها را به عنوان نتیجهای از نسبیت عمومی پیشنهاد کردند ولی در آن زمان برای تشخیص آنها هیچ راه معلومی وجود نداشت. اما با پیشترفت اخیر اخترشناسی رادیویی و کشف علائم رادیویی توضیح ناپذیر از اعماق فضا، سیاهچالهها به صورت موضوع بسیار مهم اخترشناسی درآمدهاند. دانشمندان معتقدند که این اشیای نظری پدیدههای با انرژی فوق العاده چون اختر نماها و تپ اخترها میتوانند نقشی داشته باشند. سیاهچالهها و ستارگان نوترونی تنها اشیای شناخته شده در فیزیک هستند که برای انجام مشاهدههای اخترشناختی روی چنان فرستندههای بسیار نیرومند تشعشع، به اندازه کافی فشرده و پر جرمند.
ویژگی سیاهچالهها
فیزیکدانان به یاری تجهیزات کوچک، توصیف نسبتاً جامعی از سیاهچالهها به دست دادهاند. به باور دکتر جان ویلر و دکتر رئو روفینی از دانشگاه پرینستون سیاهچالهها اندازه و شکلی به مفهوم قراردادی آن ندارند اما آنها در محدوده یک قطر ۱۵ کیلومتری عمل میکنند. سیاهچالهها جرمهای متفاوتی بین جرم خورشید و صد میلیون برابر جرم خورشید دارند. سیاهچالهها مثل گرداب عمل میکنند. هر جرم با انرژی سرگردانی که به یک سیاهچاله نزدیک شود (در داخل فاصله معینی که افق آن خوانده میشود) بطور مقاومت ناپدیری به درون گرداب، که همان سیاهچاله، است کشیده میشود. نیروهای کشندی شدید درون سیاهچالهها ماده را در یک سمت میکشد و منبسط میکند و در سمت دیگر میفشرد و خرد میکند. تا آن که آن ماده به کلی تجزیه و جزء فضای خمیده و سیاهچاله شود.
خواص دیگر سیاهچالهها از این هم عجیب تر است. زمان و مکان خصوصیات خود را در درون ستاره کاملاً فرو پاشیده ردو بدل میکنند. هر شی در شرایط عادی اندازه خود را نگه میدارد ولی نمیتواند از عمر فیزیکی بگریزد. در درون سیاهچاله بر اشیا عمری نمیگذرد، ولی مداوماً کوچکتر میشوند. مشاهده کنندگان سیاهچاله از فاصله مطمئن و ایمنی نمیتوانند واقعاً آن را ببیند، زیرا نور مانند شکلهای دیگر انرژی، تحت تأثیر مکش سیاهچاله است.
همچنانکه نور به درون آن کشیده میشود، به طور بی پایانی به انتهای قرمز طیف رنگها تغییر مکان میدهد و سیاهچاله را سیاه و بنابراین نامرئی میکند. اگر سیاهچالهها اندکی مرئی بودند، مشاهده کنندگان، این ستارگان را درست آن گونه که پیش از فروپاشی هزاران میلیون سال پیش رخ داده بود میدیدند. علت آن است که وقتی ستاره به سیاهچاله تبدیل میشود، نسبت به ناظران بیرونی بی درنگ گذشت زمان در آن متوقف میشود. به عقیده جان ویلر و دکتر روفینی (علائم و اطلاعات مربوط به مرحلههای بعدی فرو پاشی هرگز نمیگریزند، بلکه در فرو پاشی خود هندسه (زمانی و مکانی) درگیر میشوند.)
تعداد سیاهچالهها در جهان
به عقیدهای.جی.دابلیو. کامرون از دانشگاه یشیوا ممکن است جهان پر از سیاهچاله باشد. نظریه کیهانشناسی پیش بینی میکند که جهان شامل مقدار مشخصی مادهاست. اما اخترشناسان از مشاهده هایشان استنباط کردهاند که تقریباً ماده به اندازه کافی وجود ندارد تا این پیش بینیها را عملی سازد. ماده مشاهده شده به اندازه قابل ملاحظهای کمتر از ماده پیش بینی شدهاست. دکتر کامرون بر آن است که ماده گمشده ممکن است به وسیله شمار زیادی سیاهچاله بلعیده شده باشد.
تاریخ شیمیایی جهان نشان میدهد که نخستین ستارگانی که تشکیل شدهاند بسیار بزرگ بودهاند و انتظار میرود به سیاهچالهها تبدیل شوند. با قطعیت نمیتوان گفت که همه ستارگان ناگزیر به سیاهچالهها مبدل میشوند. دانشمندان نشان دادهاند که ستارگان نا متقارن ستارگانی که تقارن کروی تقریباً کامل ندارند به این سرنوشت دچار میشوند. اما به عقیده وای. ب. زلدوویچ فیزیکدانان شوروی و گروه انگلیسی استیون هاوکینگ، راجر بن روز و روبرت چراک، عدم تقارن شکلی کوچک، یک ستاره بزرگ را نجات نخواهند داد.
آشکارسازی سیاهچالهها
یکی از راههای کشف سیاهچالهها استفاده از امواج گرانشی است که هنگام فروپاشی گسیل میدارند. هر جرم اختری از حیث شکل نامتقارن تششع ممکن است یک منبع قابل اکتشاف مشخص به وجود آورد. جوزف وبر از دانشگاه مریلند، پیش کسوت رشته تشعشع گرانشی، رویدادهای زیادی را کشف کردهاست که حاکی از ویرانی وسیع ماده در جهان، از راه فروپاشی گرانشی است. کارافزار او عبارت است از آنتنهای آلومینیومی، ابزاری که بهوسیله سیمهایی در داخل اتاقهای حفاظ داری آویزانند. این کار افزار او قادر به کشف سیاهچاله است، اما متاسفانه این کار را نمیتواند به دقت انجام دهد.
منبع
دیسکهای توام و افشانههای نسبیتی در سیاه چاله
نظرات ()
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
منبع : سایت آدینه بوک
نظرات ()